چند هايکوی عاشقانه
ترجمه کسرا عنقايـی
۱
دستپاچه برای پست کردن جواب نامه اش
زبانم را می برم
با تيزی ِ در ِ پاکت
جان استيونسون
۲
زن نمی تواند نوشته ای را بخواند
مرد نمی تواند کلمه ای بنويسد
ولی آنها عاشق همند
سن ری يو
۳
پس از زمين لرزه
افزودن ِ « دوستت می دارم »
به انتهای نامه
مايکل دايلن ولش
۴
در انتظار تو
يک ، دو و سه گلبرگ
بر صندلی
آکيکو ساکاگوچی
۵
از راه می رسد
خورشيد، امواج ، ويولون
آنگاه می رود
باسم فريد
۶
در حياط راه می روم
بر ردٌ ِ پاهای عطرآگينش.
با نوک پا
برگهای زرد را کنار می زنم
جان هيزلتون
۷
هنگامی که از سفر باز می گردم
برايم آلوهای بنفش می آورد
در ظرفی سپيد
ل. آ. ديويدسون
۸
دستم در جيب است
و در وعده گاه های مان قدم می زنم
به اين اميد که او از راه برسد
دستم را در دست بگيرد
کِـن جونز
۹
باران تند بهاری
آن دو همديگر را در آغوش می فشارند
زير چتر
ناتسومه سوسه کی
۱۰
« دوستت می دارم »
کلماتی بدين حد ساده
اما بدين حد سخت
برای ابراز کردن
سن ری يو
۱۱
بستر هنوز گرم است
اما عطر او با من در می آميزد
در حالی که می کوشم بخوابم
مايکل ک . مور
۱۲
اتاقی با چشم انداز،
عشق ورزيدن
در آينه
فيليپ رولان
۱۳
پس از عشق ورزيدن
غنوده بر بستر
هر نتی را که پرنده می خواند
می فهميم
مانو بازّانو
۱۴
در ميان برفها
همديگر را می بوسيم
سارها نگاهمان می کنند
بروس لی مينگ
۱۵
مرا بوسيدی
خورشيد پرتو افشانی می کرد
بر لبان بهت زده ام
کلوديا بالدينی
۱۶
هزاران رنگ
در موهای قهوهای رنگش
خورشيد صبحگاهی
برنارد ليونل اِين باند
۱۷
روی ِ غبار ِ نشسته بر شيشه واگن قطار:
م ♥ ت
جان مکدانلد
۱۸
قيژ ويژ ِ شيشه
هنگامی که انگشتم ناشيانه می نويسد
نام تو و نام من را
اندرو د ِ ته ريج
۱۹
يک بار ديگر نگاه می کند
دختر در پيراهن تابستانی
چشمانش را بسته است
ديويد استيل
۲۰
در پيغام گير ِ تلفنش
آوازی عاشقانه می خوانـَد
مانو بازّانو
۲۱
خورشيد عبور می کند
از پيراهن نازکش
و او اين را می داند
رابرت گری
۲۲
بر هر گونه اش
بوسه ای می نهم
اشکها فرو می چکند
از دو سو
ديويد کُب
۲۳
به دنبال تو گشتن
در ميان صدها
هايکوی عاشقانه
پی نوشت : سلام به همگی
حال همه ی ما خوب است
حال شما چطور ؟
مانو بازّانو
راسوهای خوشبخت و آزاد
در حفره های نمور
سربه سر هم می گذارند
بدون ترس از
سردرد و
سرماخوردگی..